کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم
پیوندهای روزانه

۷ مطلب با موضوع «غر طور» ثبت شده است

هر ثانیه ای که میگذره دلتنگ تر میشم از قبل...
وقتی نمیبینمش عادت میکنم کم کم، با خودم کنار میام...بعد میبینمش و دوباره برمیگردم نقطه اول...
این نبودن ها...این وضعیت...داره از حد تحملم خارج میشه...
حداقل اگه بدونی نیست و حالش خوبه، داره بهش خوش میگذره یک کم تسکین دهنده س...
اما این که میدونی نیست و خوب نیست...نیست و میخنده مصنوعی، هی بغضتو بزرگ و بزرگ تر میکنه...
گمونم به دو روز گریه مداوم نیاز دارم که خوب شم...

دلم یک معجزه میخواد...کاش بشه...کاش می شد...
کاش بشه چهارشنبه پر بشه از خبرای خووب...
کاش بگن انجام ندادن پیوند ریسک نیست...

سخته...فکر کردن به اینکه دیگه قرار نیست شب گوشیت زنگ بخوره و بگه سوپراایز فردا صبح کار دارم اون ورا میام دنبالتون باهم بریم یونی.
قرار نیست به محض اینکه حوض دانشکده رو میبینی گوشیتو برداری و اگه ازش اس نداری بگی کجاایی عنتر؟ اونم بگه آتلیه م دتر..بیا اینجا..سر رات برام آدمس خرسی هم بخر :))
قرار نیست وقتی دیدت بت بگه کیکایی که برام درست کردیو بده بیاد و بهش بگی هییییس!!! جلو حسین نگو که چیزی برا ما نمیزاره...کلاس تولایی که چراغا خاموشه یواشکی میریم کیکارو میخوریم.
قرار نیست استاد دعوامون کنه بگه از اول کلاس دارین حرف میزنین با هم بعد ما مثلا شرمنده شیم و از این به بعدشو رو کاغذ حرف بزنیم...
قرار نیست دیگه وقتی سرش غر میزنم چرا دفترت حاشیه نویسی نداشت که فضولی کنم دفترشو پر حاشیه کنه برام...
قرار نیست یهو تو لابی ببینیش و بدویی سمتش بگیییی وااااااای میثم سوژه جدید خاله زنک بازی ی ی...و بشینی براش تعریف کنی اینطوری شده ه...اونم بگه نمیدونستی یعنی ی ی ؟ :)) 
قرار نیست وقتی میره تهران سرش غر بزنی که ااه چرا همش اونجایی؟ پس منم کلاس نمیرم...اونم بگه تو کی کلاس بودی که این دومیش باشه...
قرار نیست وقتی میبینش گوشه لابی لم داده و هندزفری تو گوشش و به پایین خیره شده هندزفریشو از گوشش بکشی و بگی مگه بت نگفتم حق نداری از این اهنگ ها گوش بدی...پس هندزفریتو میپیچونم تا دیگه به اینا گوش ندی ..اونم بت بگه چه جونوری شدی تو؟ تو هم بگی اورنیتورنگ...بعدشم طوری نگاش کنی یعنی گور بابای دختره..اونم بخنده و بگه دیگه چه خبر؟
این روزها میگذره...میدونم...شک ندارم...
این روزا میگذره ولی قرار نیست این روزایی که داریم از دست میدیم برگرده..قرار نیست بازم با هم سرکلاس بشینیم...بخندیم..حرف بزنیم..با هم شیت ببندیم....

این قرار نیست ها میتونه آدمو دیوونه کنه...میتونه هیچ وقت اشکاتو بند نیاره..میتونه بغضتو بزرگ و بزرگ تر کنه....

× هر وری بری باتم داشم...
۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۱۱
مادموازل ساراh

خب باید اعتراف کنم که دیروز اونقدری که پتانسیلشو داشت بشه بهترین روز...نبود.

نت خونه هم دوباره همون آش و همون کاسه..

یکشنبه هم قراره تا اخر هفته بریم مسافرت و نیستم احتمالا.

میثم عوضی هم هرکاری میکنم نمیگه و اذیتم میکنه.

اصلا هم تو مود مسافرت نیستم.

این روزا کلا بی حوصله م...

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۱۶
مادموازل ساراh
یه شیت دیگه تموم شد. فقط یکی دیگه مونده.
فردا همه چی تموم میشه... بی صبرانه منتظر آرامش پس فردام. :)

جمعه صبح میرم تهران. شنبه هم با مریم میریم پیش میثم.
پلاکتش 900000 تاست. ماکسیمم نرمال 450000 تاست!!!
بازم داره لخته میشه. :))
بعد از شیمی به شدت میاد پایین ولی خب تا 5 روز دیگه همچنان میره بالا. :/

× دیگه هیچ وقت به هیچ کس شهرسازیو پیشنهاد نمیکنم. یا حداقل شهرسازی دانشگاه مازندرانُ. پیر میکنن آدمو.

× نمیدونم این دفعه برا میثم چی بخرم..نظری ندارین؟
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۳۴
مادموازل ساراh

هووف!

فک میکردم اول مرداد خیلی دورتر باشه! الان فهمیدم هفته بعده و همه کارارو باید تحویل بدیم و من هنوز پروژه سطح خرد رو شروع هم نکردم و حتی نمیدونم باید چیکار کنم!!

فردا صبح باید برم یونی که بشینیم شیتای باقیمونده رو انجام بدیم!!! :|


میثمم ایزوله س...از دیشب تا حالا جوابمو نداده ک معنیش اینه حالش خوب نیست!! :(

وقتی میبینم یه کم حالش خوبه میتونم کوه انرژی  و روحیه باشم...ولی وقتی میبینم خوب نیست منم پنچر میشم!!

این یکی دو روز تموم شه بهتر میشه فک کنم!


۱۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۸:۴۱
مادموازل ساراh

سردرد

سرگیجه

یه دنیا فکر که به زور چپیدن تو مغزت و هی وول میخورن ولی تو هی میخوای ندیده بگیریشون اونام از رو نمی رن که نمیرن.

هرچند وقت یکیشون خودشُ به هر سختی ای که شده میرسونه جلو صف و تو به جای حل کردنش هولش میدی سمت بقیه و فشرده ترشون میکنی..

کیِ که همشون منفجر شن و از چشات و گوشاات بزنن بیرون...

پر خستگی..

نه از کار زیاد...

از تمرکز نداشتن زیاد....

از فکر به یه عالمه کار..از فکر به یه عالمه تصمیم که باید بگیری...

و باز هم عادت مزخرف همیشگی: پاک کردن صورت مساله

چرا همه چی میچرخه...؟

چرا هیچی جلو چشات ثابت نیست...



۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۴ ، ۲۳:۵۴
مادموازل ساراh

منم دلم تابستون میخواد خب....

این چه وضعشه؟

بخدا خسته شدم دیگه..ااه ه

یعنی چی تا مرداد تحویل کار...

کاش فقط تحویل کار بود. یونی هم باید بریم تو این گرما...تو هوای مزخرف بابلسر با اساتید محترم کرکسیون کنیم!

خسته شدیم دیگه باباااا...

خب ب اندازه تایمی که دارین چارت درسی بچینید برا خودتون!


هم مارو از کار و زندگی میندازین هم خودتونُ...

با این وضعیت فکر نکنم امسال کنکور بدم...بخدا خسته ایم..انرژی ای برامون نمیمونه که بخوایم دوباره شروع کنیم به درس خوندن...


فردا بازم تحویل کار....

لعنت بهتون...

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۴ ، ۱۴:۵۹
مادموازل ساراh

بیشتر از این نمیتونم بدون وب بمونم.

دلم برا اون وبم...برای همه ی دوستام یه ذره شده. 

کاش زودتر درست شه. آرشیوم نپره!!

اینجاهم خوبه...حرفه ایه!!

شاید هم همینجا موندگار شدم...چمیدونم..

هیممم!!

امتحانا سخته و به شدت فشرده و هنوز شروع نکردم به خوندنشون. تحویل کارها که هیچی اصلا.

اخه یکی نیست به این اساتید عزیز بگه آخه بی انصافااا اول مردااااد؟

یعنی استراحت نداشته باشیم اصلا ما؟

پ ارشدو کی شروع کنیم...

ارشدو کجا دلم بزاارم!!!

اااه!!

! اولین پستم همش شد غر!!!!!!!

فک کنم ادامه ندم بهتره!!

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۳۸
مادموازل ساراh