کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم
پیوندهای روزانه

۸ مطلب با موضوع «موسیقی طور» ثبت شده است

امروز استاد عصبانی بود و راهمون نداد کلاس و اونایی که بودنُ هم بیرون کرد 

ما هم مثل دانشجوهای خوب ناراحت که نشدیم هیچ خوشحال هم شدیم و رفتیم بابل و دو پرس سیب زمینی و یه پرس قارچ سوخاری خوردیم و حسابی خندیدیم و واقعا هم خووش گذشت.

ببا سرخوشی نشستیم تو پارک قسمت جدید شهرزادو هم دیدیم و مثل بچه ها وقتی میدیدم قبادُ ذووق میکردم...^_^

خلاصه که کلی خوش گذشت

فردا باید پروپوزال کامل تحویل بدم و هیچ ایده ای ندارم که باید چیکار کنم :|

×آهنگ این پست از پالت دوست داشتنی

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۹:۴۱
مادموازل ساراh
امروز ظهر بعداز مدت ها با مسیو رفتیم بیرون. رفتیم سینما قندون جهیزیه دیدیم و بعدم سوپرایزم کرد و با یه عالمه دل و جیگر و قلوه و کوبیده روبه روم کرد...
مدت ها بود دلم این خوشمزه هارو میخواست.
5 کلاس داشتم و مجبور بودیم برگردیم.
فردا روز سنگینیه برام...3 تا کلاس دارم..زیست 2 و 3 و شیمی..همشم پشت هم..از 2 ظهر تا 8 شب.
یکی از بلاگ هایی که دنبال میکنم پیشنهاد داده بود هر روز یه سری چیزای ریز و درشت که حالمونو خوب کرده بود بنویسیم...به مدت یه ماه.
اینطوری تا آخر ماه یه لیست بلند بالا داری از چیزایی که میدونی خوشحالت میکنن و مطمئنا میتونن کمکت کنن...به شما هم پینشهاد میکنم اینکارو بکنین.

1. اینکه امروز تقریبا بعد یه ماااه با مسیو رفتیم بیرون...اونم بدون اکیپ
2. اینکه خوشمزه های عزیز تر از جانمو امروز خوردم...
3.خوشحالی میتونه این باشه که با همه خستگی و سردردت بعد از کلاس ساعت 6:30 عصر که الان دیگه شب محسوب میشه پیاده بیای...باد خنک بخوره تو صورتت و هندزفری هات هم چفت شده باشن به گوشتُ کلی آهنگ خوب و فاز مثبت پلی شده باشه
4. خوشحالی میتونه اون عموی مهربون و باحال سوپر مارکتیه باشه که اینقدررر مهربون و خونگرمه که مسیرتو میپیچی تا شیرکاکائو و کیکتو از اون بخری.
5. خوشحالی میتونه همون عمو باشه که وقتی میری تو مغازه ش از جاش بلند میشه و بهت میگه سلااام عموو...خسته نباااشی...لبخند بزنی و بگی سلااامت باشین...آخرشم مثل همیشه بهت بگه شب خوبی داشته بااااشی. تو هم با یه لبخند گنده بگی شمااا هم همینطور.
6. خوشحالی میتونه رسیدن یه تاکسی خالی باشه وقتی داری ناامید میشی از رسیدنش و به سوار شدن به شخصی ها فکر میکنی.
7. خوشحالی میتونه این باشه که با اینکه 5 با مسیو بودی وقتی میاین خونه بدو بدو بپرین رو گوشی و بازم باهم چت کنین.
8.خوشحالی میتونه دنت کاکائویی با تاینی باشه 
9. خوشحالی میتونه وصل بودن نتت این وقت شب باشه 
10. خوشحالی میتونه صدای مهراد باشه وقتی با بلند ترین صدای ممکن تو گوشت میگه دنیارو بم بدن میگم نمیخوام اگه یه وقت تو نباشی توش...مراقبشم این که بین من و توِ نمیزارم یه خراشی روش بیفته.....
11. خوشحالی یعنی روز شهرساز باشه
12. خوشحالی یعنی وقتی بت میگه هروئین منی تو 3>

۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۹
مادموازل ساراh

دلخوشی های ریزه میزه زندگی یعنی وقتی خسته از کلاس میای بیرون، میای تو کوچه هوا تاریک شده

ذهنت درگیره...کلی نگرانی و استرس داری برا راهی که پیش گرفتی

یه پیرزن عصا به دست که داره از طرف مقابلت میاد نگات کنه...نگاش کنی...بهت لبخند بزنه..بهش لبخند بزنی...

بهت بگه خسته نباشی دتر

بگی سلامت باشین ^_^

بگه مراقب باش میری اون سمت خیابون

بگی چشم ^_^

و یه لبخند ریزه میزه جای خستگی هاتو بگیره

یا مثلا وقتی میری از عابر بانک پول کارت به کارت کنی....عابر بانک همیشه شلوغ خلوته خلوته

با کلی خوشحالی میدوویی و کارتو انجام میدی...کارت تموم میشه برمیگردی پشتتو نگاه میکنی و میبین 5 نفر واستادن

انگار تو اون لحظه فقط واسه تو اون عابربانک همیشه شلوغُ خالی کرده بودن...یه لبخند دیگه

هندزفریتو محکم تر فرو میکنی تو گوشت و با هر کلمه آهنگ لبخندت گشاد و گشادتر میشه وقتی میخونه:

صدام نمی رسید اون وقت..که آرووم و ساکت بودم

فریاد من از رو خشم نیست بلند میگم همه بشنون

سالیانی پیش گلی غنچه کرد...

.

.

.

سالیانی بعد بر حسب اتفاق گذرا بهم خورد نبود فرق و اختلافی...

.

.

رو به جلو..رو به افق...تو باغچه نه این بار تو بوستانی بزرگ

دانلود این آهنگ 


۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۲:۱۵
مادموازل ساراh

تختت کنار پنجره باشه. یه باد خنک. بوی نمی که تو هوا پخش شده واسه این بارون دم صبحی که حسابی غافلگیرت کرده...
گوشیتو بگیری دستت تا ببینی ساعت چنده...3 صبح!

و انبوهی از نوتیفیکیشن از هرکس و هرجا...بازشون میکنی... میبینی همشون بیخودن ولی یهو چشمت میفته به اسم یکی که میبینی اخرین پ.م ش یه وویسه.
چشمات برق میزنه چون یه حسی بهت میگه سوپرایزت کرده. یه حسی مثل اینکه بین یه عالمه نامه که همشون قبض های بیخودن یهو یه نامه ای از یه دوستی پیدا میکنی که حسابی برات عزیزه!

میپری از جات و هندزفریتو برمیداری و این ساعت 3 صبح همراه با باد خنک با بوی نم با بلندترین صدای ممکن میپیچه تو گوشت. و لبخندی که هر لحظه بزرگ و بزرگ تر میشه...و یادت میره چقدر موقع خوابیدن حالت خوب نبود :)

و اون حتی نمیدونست اینجا داره بارون میزنه :)
۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۴ ، ۱۴:۰۷
مادموازل ساراh

یه کم برنامه هام منظم شد...

کارای حقوقُ تحوبل دادم خیالم راحت شد...

شیت های این هفته هم تموم شد... دوتا شیت بعدیُ خدارو شکر میدونم باید چیکار کنم...فقط منتظرم سجاد تقسیم بندی کالبدیُ بفرسته برام...

سه تارمو بعد دو هفته گرفتم دستم..اینقدر کوکش به هم ریخته که "سل" صدای "دو" میده :|


میثم این روزا خوبه خدارو شکر...

یه سری عوارض ازاردهنده دارو ها هست...ولی خوب باهاشون کنار میاد خداروشکر...


وقتی از بقیه میشنوم ک ازش خبر داری؟ میگم اره.. زنگ بزنین حالشو بپرسین و اینااا...اوکیه...میتونه حرف بزنه و این حرفااا...بعد طرف میگه 12 بار زنگ میزنم..13مین بار جواب میده ..

ولی خودمونو میبینم ک روزی حداقل 5-6 ساعت چرت و پرت میگیم و میخندیم...

حس خوبیه وقتی میبنی همونقدی که اون برات با بقیه دوستات فرق داره تو هم براش با بقیه دوستاش فرق داری :)


حس خوبیه که اصلا حس نمیکنی این پسر چیزیشه... خدایا شکرت که این روزها حالش نسبتا خوبه :)


حس خوبیه وقتی بعد از کلی دلتنگی...4-5 ساعت با مسیو بودن هم کلی انرژی خوب تزریق میکنه بت.


۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۴ ، ۱۴:۰۴
مادموازل ساراh

حالم این روزا حال خوبیه...

میخواستم بگم همه چی بر وفق مراده....ولی یه خورده فک کردم و دیدم نه! همه چی بر وفق مراد نیست...ولی فعلا چیزایی بر وفق مراده که ارزششون برام خیلی زیااده...مثل پست قبل که کلــــی خوشحالی و شادی و ذوق و جیغ و رنگی رنگی بودنُ پخش کرد به کل وجووودم...

این روزها انگار هیچی نمیتونه حالمو بد کنه..

اومدم تهران!

اول اولش از خواهر جان قول گرفتم یه روز بریم برا مسیو گرام کادو تولد بخرم و یه روز دیگه م بریم که من این میثم خل و چلُ ببینم که دلم براش نقطه شده ه ه....


با 1600 تا وایت از ایزوله در اومد و چون بدنش ضعیفه برا دور بعدی شیمی درمانی و باید وایتش به حدود 6000 برسه دکتر بهش اجاز داد یکی دو روز بره خونه که هم روحیه ش بهتر شه و هم دوباره بیاد تست بده ببینه اگه بالا رفت دوباره شروع کنه...


نمیدونم اگه بستری نشد برم پیشش یا نه...خو آخه خیلی سختمه...خونه خاله ش...خاله ش هست..شوهر خاله به شدت با سیاستش هست..دختر خاله ش..مامانش..باباش..خواهرش..

خودش میگه مگه چیه باااو..بیا ببینم قیافه عنتو :))

ولی خب انصافا یه جووریه...نیست خدایی؟

مخصوصا اینکه ازاده م نیست...خواهر جانم فک نکنم اگه قرار باشه بریم خونه خاله ش بیاااد. :/


یه عااااولمه تحویل کار دااارم...ولی اینقدر خجسته و سرخوشم که اصلا اصلا به روی مبارک نمیارم که نمیارم :))))


× آهنگ این پست: یه تیکه پنیر- شایع

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۴ ، ۲۱:۴۸
مادموازل ساراh
امروز بعد از مدت ها بازم قفل شدم رو این آهنگ

کاش دنیا بهم یه دختر بده
که رحم کنه به زنی که متاهله
میخوام بدون اجازه ی مرد نفس بکشه
میخوام پرنده هارو بدون قفس بکشه
میخوام فرشته نباشه خطا جزئی از زمینه
میخوام زن باشه ، زن بمیره ، زنیت همینه
کاش دنیا بهم یه دختر بده
که بدونه دنیا جای خوبی میشه براش
علیه خشونت زن کسی نمیکنه تلاش

× حتما حتما این آهنگُ گوش کنین...موزیک ویدیوشم اگه میتونین ببینین. 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۰
مادموازل ساراh
سه تا امتحان دادم...دوتاش به معنی واقعی کلمه افتضاح بود...
شنبه هم دوتا امتحان دارم و با  این که میدونم فوق العاده سختن و پدرم قراره دربیاد هنوز شروع نکردم...چرا من آدم نمیشم خب؟

دیروز عقد دخترخاله جان بود...بسی روحیه مون عوض شد... ^_^

از اوضاع میثمم چیزی نگم بهتره...چون اصلا خوب نیست...
پلاکت و وایتش به شدت پایینه و ایزوله س :(

امروز بعد از یه هفته سه تارمو گرفتم دستم و کلی باهاش وقت گذروندنم..چقد دلم براش تنگ شده بود ^_^
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۹
مادموازل ساراh