کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم
پیوندهای روزانه

۷ مطلب با موضوع «پیشنهاد طور» ثبت شده است

اعتراف میکنم هر وقت بروزرمو باز میکنم و آدرس بلاگ رو تایپ میکنم به محض اینکه اینترو میزنم یه تب دیگه باز میکنم و این وبلاگ رو باز میکنم.

و خیلی وقت ها هم پیش اومد اول این وبلاگُ باز کردم بعد آدرس بلاگو زدم.

ساده! مختصر! دلچسب! استایل دار!

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۵۷
مادموازل ساراh
امروز ظهر بعداز مدت ها با مسیو رفتیم بیرون. رفتیم سینما قندون جهیزیه دیدیم و بعدم سوپرایزم کرد و با یه عالمه دل و جیگر و قلوه و کوبیده روبه روم کرد...
مدت ها بود دلم این خوشمزه هارو میخواست.
5 کلاس داشتم و مجبور بودیم برگردیم.
فردا روز سنگینیه برام...3 تا کلاس دارم..زیست 2 و 3 و شیمی..همشم پشت هم..از 2 ظهر تا 8 شب.
یکی از بلاگ هایی که دنبال میکنم پیشنهاد داده بود هر روز یه سری چیزای ریز و درشت که حالمونو خوب کرده بود بنویسیم...به مدت یه ماه.
اینطوری تا آخر ماه یه لیست بلند بالا داری از چیزایی که میدونی خوشحالت میکنن و مطمئنا میتونن کمکت کنن...به شما هم پینشهاد میکنم اینکارو بکنین.

1. اینکه امروز تقریبا بعد یه ماااه با مسیو رفتیم بیرون...اونم بدون اکیپ
2. اینکه خوشمزه های عزیز تر از جانمو امروز خوردم...
3.خوشحالی میتونه این باشه که با همه خستگی و سردردت بعد از کلاس ساعت 6:30 عصر که الان دیگه شب محسوب میشه پیاده بیای...باد خنک بخوره تو صورتت و هندزفری هات هم چفت شده باشن به گوشتُ کلی آهنگ خوب و فاز مثبت پلی شده باشه
4. خوشحالی میتونه اون عموی مهربون و باحال سوپر مارکتیه باشه که اینقدررر مهربون و خونگرمه که مسیرتو میپیچی تا شیرکاکائو و کیکتو از اون بخری.
5. خوشحالی میتونه همون عمو باشه که وقتی میری تو مغازه ش از جاش بلند میشه و بهت میگه سلااام عموو...خسته نباااشی...لبخند بزنی و بگی سلااامت باشین...آخرشم مثل همیشه بهت بگه شب خوبی داشته بااااشی. تو هم با یه لبخند گنده بگی شمااا هم همینطور.
6. خوشحالی میتونه رسیدن یه تاکسی خالی باشه وقتی داری ناامید میشی از رسیدنش و به سوار شدن به شخصی ها فکر میکنی.
7. خوشحالی میتونه این باشه که با اینکه 5 با مسیو بودی وقتی میاین خونه بدو بدو بپرین رو گوشی و بازم باهم چت کنین.
8.خوشحالی میتونه دنت کاکائویی با تاینی باشه 
9. خوشحالی میتونه وصل بودن نتت این وقت شب باشه 
10. خوشحالی میتونه صدای مهراد باشه وقتی با بلند ترین صدای ممکن تو گوشت میگه دنیارو بم بدن میگم نمیخوام اگه یه وقت تو نباشی توش...مراقبشم این که بین من و توِ نمیزارم یه خراشی روش بیفته.....
11. خوشحالی یعنی روز شهرساز باشه
12. خوشحالی یعنی وقتی بت میگه هروئین منی تو 3>

۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۹
مادموازل ساراh

دلخوشی های ریزه میزه زندگی یعنی وقتی خسته از کلاس میای بیرون، میای تو کوچه هوا تاریک شده

ذهنت درگیره...کلی نگرانی و استرس داری برا راهی که پیش گرفتی

یه پیرزن عصا به دست که داره از طرف مقابلت میاد نگات کنه...نگاش کنی...بهت لبخند بزنه..بهش لبخند بزنی...

بهت بگه خسته نباشی دتر

بگی سلامت باشین ^_^

بگه مراقب باش میری اون سمت خیابون

بگی چشم ^_^

و یه لبخند ریزه میزه جای خستگی هاتو بگیره

یا مثلا وقتی میری از عابر بانک پول کارت به کارت کنی....عابر بانک همیشه شلوغ خلوته خلوته

با کلی خوشحالی میدوویی و کارتو انجام میدی...کارت تموم میشه برمیگردی پشتتو نگاه میکنی و میبین 5 نفر واستادن

انگار تو اون لحظه فقط واسه تو اون عابربانک همیشه شلوغُ خالی کرده بودن...یه لبخند دیگه

هندزفریتو محکم تر فرو میکنی تو گوشت و با هر کلمه آهنگ لبخندت گشاد و گشادتر میشه وقتی میخونه:

صدام نمی رسید اون وقت..که آرووم و ساکت بودم

فریاد من از رو خشم نیست بلند میگم همه بشنون

سالیانی پیش گلی غنچه کرد...

.

.

.

سالیانی بعد بر حسب اتفاق گذرا بهم خورد نبود فرق و اختلافی...

.

.

رو به جلو..رو به افق...تو باغچه نه این بار تو بوستانی بزرگ

دانلود این آهنگ 


۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۲:۱۵
مادموازل ساراh

یک عدد ساراه ی مغز خر خورده خسته و کوفته لم داده رو تختش...

داره تایپ میکنه

هندزفری هاشو فرو کرده تو گوشاش

مهراد و سامان با بی نهایت ترین صدای ممکن تو گوشش میخونن:

دوباره بست راه به روم

آروم آروم گم شدم

چشما به سمت آسمون

تو فکر این که چی می شد

نیست این آسون، نه

دیگه بسه راه رفتن

آزاادم، بال دارم جام بالاست مــــن

یه لبخند گنده میاد رو لباش

میدونم وقتی بگم داستان چیه، بگم تصمیمی که گرفتم و شروعش کردم چیه خیلیاتون بلافاصله پوکر فیس می شین و به مغز خر خوردگیم ایمان میارین...

ولی چیزیه که خیلی وقته بهش رسیدم که باید انجامش بدم...طاها هم یه معلم زبان درست حسابیه که دوست مسیوِ...و اون برام هماهنگ کرده کارارو و به شدت حمایت کرد از تصمیمم

میخوام کنکور تجربی بدم...فیوریتم دندونه...امسال نه! امسال تموم کنم درسمو...و همزمان شیمی و زیست بخونم..

سال بعد هم بقیه درسارو و کنکور...

کلاسام هم شروع شده..از زیست می ترسم...ولی میشه..باید بشه..حق نداره نشه ^_^

تکراری شده چارچوب دورم

دنیای خودم قانون خودم

می خوام دو خط موازی بهم برسه

یه کاری می کنم دو دوتا بشه سه

یه سریا میگن نکن که نمیشه

و همین بوده همیشه و اینا هم استرسه

میشه آخرای آهنگ..

یکی دم گوشم داد میزنه

دعا می کنم دائما" خدا کمکم خواهشا"

رویام بزرگه

گفت برا رسیدن بهش دو راه جلوته

پاشو برنامه کارتو بچین

یا بخواب و خوابشو ببین


چطوری میشه عاشق این آلبوم نبود

دانلود موزیک این پست اگه دوست داشتین

۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۲:۱۰
مادموازل ساراh

دایی: ایزل!بعضی وقت ها نگفتن حقیقت یه لطف بزرگیه که در حق عزیزت می کنی.

ایزل:  در حق عزیز نه دایی! لطفیه که آدم به خودش میکنه.

E37

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۲۳
مادموازل ساراh
مردن همه چیز را عوض می کند. قطعا یک بهم ریختگی احساسی را به همراه داره. ولی چیزهای کاربردی تری هم داره.
کی میخواد کارتو انجام بده؟ کی میخواد از خانواده ت محافظت کنه؟ تنها چیز خوب برای تو اینه که نیازی نیست نگران این موضوعات باشی.
کسانی که هیچ وقت نمیشناختی میان و تو خونه تو زندگی میکنن. شغل تو رو انجام میدن و دنیا بدون تو هم ادامه پیدا میکنه.

تو هرگز واقعا نمیتونی چیزهایی رو که از دست دادی رو حس نکنی. زندگی تلخ و شیرین داره. ما ضربه های کوچیک رو خودمون پشت سر میزاریم.

یادآوری های کوچیک
   خاطره هایی در زندگی
                       عکس ها
                         یادگاری ها

چیزهایی که اونهارو به خاطرمون میاره، حتی وقتی از دستشون میدیم.


S9-E1
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۵:۴۹
مادموازل ساراh

حالم این روزا حال خوبیه...

میخواستم بگم همه چی بر وفق مراده....ولی یه خورده فک کردم و دیدم نه! همه چی بر وفق مراد نیست...ولی فعلا چیزایی بر وفق مراده که ارزششون برام خیلی زیااده...مثل پست قبل که کلــــی خوشحالی و شادی و ذوق و جیغ و رنگی رنگی بودنُ پخش کرد به کل وجووودم...

این روزها انگار هیچی نمیتونه حالمو بد کنه..

اومدم تهران!

اول اولش از خواهر جان قول گرفتم یه روز بریم برا مسیو گرام کادو تولد بخرم و یه روز دیگه م بریم که من این میثم خل و چلُ ببینم که دلم براش نقطه شده ه ه....


با 1600 تا وایت از ایزوله در اومد و چون بدنش ضعیفه برا دور بعدی شیمی درمانی و باید وایتش به حدود 6000 برسه دکتر بهش اجاز داد یکی دو روز بره خونه که هم روحیه ش بهتر شه و هم دوباره بیاد تست بده ببینه اگه بالا رفت دوباره شروع کنه...


نمیدونم اگه بستری نشد برم پیشش یا نه...خو آخه خیلی سختمه...خونه خاله ش...خاله ش هست..شوهر خاله به شدت با سیاستش هست..دختر خاله ش..مامانش..باباش..خواهرش..

خودش میگه مگه چیه باااو..بیا ببینم قیافه عنتو :))

ولی خب انصافا یه جووریه...نیست خدایی؟

مخصوصا اینکه ازاده م نیست...خواهر جانم فک نکنم اگه قرار باشه بریم خونه خاله ش بیاااد. :/


یه عااااولمه تحویل کار دااارم...ولی اینقدر خجسته و سرخوشم که اصلا اصلا به روی مبارک نمیارم که نمیارم :))))


× آهنگ این پست: یه تیکه پنیر- شایع

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۴ ، ۲۱:۴۸
مادموازل ساراh