کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم

...روزی درخت تنومندی خواهی شد

کف افکارمو موکت کردم
پیوندهای روزانه

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ملاقاتی» ثبت شده است

بالاخره تابستون منم شروع شد. باورم نمیشه.

بعد از تموم کردن شیت ها رفتم که بدم سیمیشون کنم و بدم به مرسده که به جام تحویل بده.

چند روز آتی تولد برادر خان و دخترخاله س. میخوایم برا جفتشون تولد بگیریم همون تهران. برادرخان که دستورشو خودشون صادر کردن و دخترخاله هم نمیدونه و سوپرایزه.

طبق دستور برادر خان براش ماگ خریدم و برا سحر هم یه دستبند درست کردم.


بعد از اینکه کلی فکر کردم و به نتیجه نرسیدم براش چی بخرم از خودش پرسیدم. گز میخواد پسرمون. 

گز هم براش خریدم. ^_^

عکس بخشی از مکالمه رو میزارم ادامه. 


× 8 صبح بلیط داریم. هورا.

× هنوز وسایلمو جمع نکردم.


۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۰
مادموازل ساراh